محمد تقي جعفري

12

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

همهء اين جوامع سه گانه در يك واقعيت مشتركند و آن اينست كه براى حيات انسانى در اين كرهء خاكى منطق لازم الاجرائى سراغ ندارند ، تا گوش براى شنيدن صداهاى آن منطق فرا بدهند . 5 - ربط جنان لم يفارقه الخفقان ( پيوسته با خدايش باد دلى كه از لرزش و هيجان محبت الهى و عظمت خداوندى جدا نمىگردد ) . الهى سينه اى ده آتش افروز در آن سينه دلى و آن دل همه سوز در مغز آدمى فعاليتهاى بسيار گوناگون وجود دارد ، مانند فعاليتهاى متنوع آگاهى ، انديشه و تصورات و تعقل و تخيل و تجسيم و تجريد و غير ذلك . هر يك از اين فعاليتها در نتيجهء وجود عوامل مخصوص به خود در مغز انسان به جريان مىافتد و كار خود را انجام مىدهد و سپس جاى خود را به فعاليت ديگرى كه به جهت استمرار عوامل بروز مىكند ، خالى مىنمايد . مغز آدمى با هيچ يك از محصول آنها چنان رابطه اى برقرار نمىكند كه موجب تأثر مغز بوده كيفيت مخصوصى در آن به وجود بياورد ، بلكه مانند محصول يك كارگاه از مغز توليد مىشود و در شئون حيات مادى و معنوى تجسم مىيابد . بعنوان مثال فرض كنيم كه انديشه اى منظم و نتيجه بخش در كارگاه مغز به فعاليت افتاد و اين محصول ( كار خردمند با ارزش است ) را از دو قضيهء : « كار خردمند مفيد است » و « هر كار مفيد با ارزش است » بوجود آورد . محصول مزبور چه در ضمن نتايج ديگر و چه بطور منفرد ، با فرض صحيح بودن آن ، در شئون حيات آدمى وارد مىشود ، و ارتباط خود را از كارگاه مغز قطع مىكند ، به اين معنى كه مغز چنان تأثرى از محصول مزبور ندارد كه مانند جزء يا حالت مستمرى براى آن محسوب گردد . همچنين است تصورات و تعقلها چيزهائى را كه مغز تصور مىكند مانند ماه و درخت و شير . . . هيچ يك از آنها جزء يا حالتى از خود كارگاه مغز نمىگردد . وقتى كه ماه را تصور مىكنيم ، صورت ماه در ذهن ما براى لحظاتى منعكس مىشود ، يعنى آگاهى خاصى در مغز ما به وجود مىآيد ، هنگامى كه از موقعيت آن آگاهى منصرف